حضور پدیده اینترنت در دو دهه اخیر در بسیاری از کشورها، تحولات مثبت بسیاری را به همراه داشته و حوزه پژوهش های علوم انسانی، به ویژه تاریخ، نیز از این تحولات به دور نبوده و نیست. به نظر میرسد استفاده از این پدیده در حوزههای علمی و پژوهشی، با تمامی قابلیتها و امکاناتش، همانند هر ابزار دیگری دشواریها و خطرات خاص خود را به همراه خواهد داشت. رشته تاریخ و محققین علوم انسانی نیز در آیندهای نه چندان دور در مواجه با این پدیده جدید با تهدیدها و چالشهای بسیاری مواجه خواهند بود. با گسترش اینترنت و دسترسی همگانی بهان، بسیاری از مردم و حتی سازمانها و نهادهای اداری دولتی و غیر دولتی تصمیم بهانتشار اخبار و اسناد خود در این شبکه گرفتهاند. امروزه شاهد پدیدههایی چون وب سایت یوتیوب(1) در فضای مجازی هستیم که روزانه فیلمهای مستند فراوانی را از سراسر جهان منتشر میکند. فیلمهایی که بسیاری از آنها توسط مردم عادی بارگزاری و به روز میشود و حتی بسیاری از رسانههای معتبر دنیا از این فیلمها در پخش گزارشها و اخبار خود استفاده میکنند.
بسیاری از این فیلمهای چند دقیقهای تا چند ساعتی، در آینده میتواند مورد قضاوت و بررسی مورخان قرار گرفته و حاوی ارزش تاریخی به عنوان یک"سند" باشد. پایگاه دیگری نظیر فیسبوک(2) که اکنون به طور رایگان در اختیار مردم جهان قرار دارد و بسیاری از شخصیتهای سیاسی، هنرمندان، ورزشکاران و مردم عادی از سراسر جهان، همانند زندگی حقیقی خویش، دارای یک زندگی مجازی نیز بر روی این شبکهها هستند. آنها روزانه دیدگاهها، نظرات و حتی اسناد شخصی خود اعم از فیلم، عکس و دیگر اطلاعات را بر روی این شبکه بارگزاری میکنند، که بسیاری از این اطلاعات در آینده میتواند به عنوان یک سند برای مورخان محسوب شود.
ما ناگزیر خواهیم بود به سوی آیندهای پر کار در وب سایت ها حرکت کنیم، حرکتی که میتواند آثار و تبعات موثری را در پی داشته باشد. به همین دلیل پیشنهاد میشود مورخان تغییرات عمده و اساسی صورت گرفته در اسناد و مدارک موجود تاریخی که عمدتاً به صورت دیجیتال در آمده و در آرشیوهای الکترونیکی نگهداری میشود را در تحقیقات آتی خود در نظر داشته باشند. این امر به نوبه خود به کارگیری مدارک در تحقیقات، نگهداری از آنها، دستیابی بهاین اطلاعات و حتی ماهیت و معنای صحت اسناد را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در یک دهه گذشته بسیاری از مدارک و اوراق تاریخی، از حالت اطلاعات ثبت شده بر روی کاغذ یا دیگر موارد بهاطلاعات دیجیتالی تغییرشکل داده است. این روند نشان از آن دارد که در آیندهای نه چندان دور دیجیتالی شدن بسیاری از اسناد، پدیدهای مرسوم خواهد شد.
نکتهای کهاز هم اکنون مورخان میبایست به فکر آن باشند، حرکت بسیاری از نهادهای دولتی ایران به سوی ارائه خدمات الکترونیک است، روندی که منتج به تولید حجم زیادی از دادهها و در نتیجهاسناد دیجیتالی خواهد شد و در آینده، بسیاری از این اسناد ابزار کار مورخان میتواند باشد. لذا حفظ و صیانت از آنها همواره میبایست یکی از دغدغه های مورخان بوده و در تعاملی مناسب با متولیان امر، آنها را نسبت بهاهمیت این موضوع آگاه نمایند. البته در سال 1388 معاون رییس جمهوری ایران طی بخشنامهای(3) سازمان اسناد ملی ایران را متولی این امر شناخت و موظف به ثبت و ضبط و نگهداری از اسناد دیجیتال سازمان های دولتی دانست؛ ولی متاسفانه به نظر میرسد تا کنون قدم موثری در این زمینه برداشته نشده و قوانین مشخص الزام آوری برای سازمانها و نهادهای مختلف اداری دولتی در ایران جهت ثبت و ضبط اسناد دیجیتال خود و تحویل آنها به سازمان اسناد ملی وضع نشده است. از سوی دیگر ما در فضای مجازی روزانه شاهد انتشار حجم زیادی از دادههای دیجیتالی از سوی مردم هستیم (اعم از یاداشتها، خاطرات، عکسها، فیلمها و...) که هر کدام در آینده میتواند برای مورخان ارزشمند و به عنوان یک سند تاریخی مورد قضاوت قرار گیرد. متأسفانه در این زمینه نیز چندان کاری از سوی دولت و همچنین از سوی طراحان و برنامه نویسان نرم افزارهای مختلف کامپیوتری صورت نگرفته و این احتمال وجود دارد که دیر یا زود با توجه به عدم ثبات بسیاری از این داده های دیجیتالی در فضای مجازی، شاهد از دست رفتن آنان باشیم.
از این رو است که آشنایی با رسانه های جدید و ابزار نوین فناوری اطلاعات و ارتباطات یکی از ضرورتهای انکار ناپذیر آموزش و پژوهش تاریخ در امروز و فردای ایران است. دانشجویان، استادان و محققان تاریخ، قبل از آنکه دیر شود، میبایست به صورت روز افزون خود را برای استفادهاز این ابزار توانمند سازند. در کلاس های «روششناسی» و «روش پژوهشهای تاریخی» نیز یکی از سرفصل هایی که باید بدان توجه کافی نشان داده شود تاکید بر ضرورت استفادهاز علوم کمکی است که باید بر جایگاه پر اهمیت آن تاکید گردد. امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت تدوین و تصویب درسی با عنوان "پژوهش های تاریخی و دنیای دیجیتال "یا "تاریخ و اینترنت" احساس میشود ( فرهانی، 1388)
کما اینکه ورود تکنولوژی "ضبط صدا و تصویر" شاخهای از تاریخ با عنوان «تاریخ شفاهی» را به همراه داشت به نظر میرسد ورود رسانههای نوینی نظیر اینترنت نیز شاخههای جدیدی را در حوزه تاریخ ایجاد خواهند کرد. بنابراین اساتید و دانشجویان رشته تاریخ میبایست دانش کافی درباره روند تحولات عصر دیجیتال جهت ثبت تاریخ آینده داشته باشند. قطعاً طراحی واحدهای درسی (فرهانی، 1388) با عنوان "تاریخ دیجیتال" و یا "تاریخ و رایانه"، همچنین راهاندازی" انجمن تاریخ و رایانه" در ایران – که البته در بسیاری از کشورها از جملهامریکا و استرالیا حدود یک دهه از فعالیت چنین تشکل هایی میگذرد- میتواند از یک سو دانشجویان و اساتید تاریخ ایران را با این مقوله آشنایی بیشتری بخشیده و همچنین علاقمندان به این حوزه را برای پژوهش و پیگیری هدفمند این مبحث کمک نماید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- یوتیوب(YouTube)یکی از مهمترین و معروفترین سایت های به اشتراک گذاری ویدیو است.یوتیوب به وسیله چاد هرلی، استیون چن و جواد کریم به وجود آمد که هر سه از کارمندان شرکت Pay Palبودند.دامنه یوتیوب در ۱۵ فوریه ۲۰۰۵ ثبت شد و سایت به تدریج در ماههای بعد راهاندازی شد. شش ماه بعد در ماه می۲۰۰۵ سایت به طور رسمیو عمومیافتتاح شد. در ۱۳ نوامبر به دنبال موفقیت خیرهکننده یوتیوب، گوگل یوتیوب را به مبلغ ۱۶۵۰ میلیون دلار خرید.بر اساس آمار منتشر شده اگر کل زمانی که مردم صرف تماشای یوتیوب کرده اند را محاسبه کنیم برابر با ۹۳۰۵ سال خواهد بود.هر روز ۶۵ هزار ویدیو در یوتیوب بارگذاری میشوند وتخمین زده میشود تعداد ویدیوهای یوتیوب ۱۰۰ میلیون عدد باشد. بنابر آمار تا ماه نوامبر ۲۰۱۰، در هر ۶۰ ثانیه ۳۵ ساعت فیلم در یوتیوب بارگذاری میشود.http://fa.wikipedia.org/wiki 89 /11/12
۲- فیسبوک(Facebook)، شرکت ایجاد کننده وبگاه فیسبوک است که در ۴ فوریه ۲۰۰۴ به وجود آمد. این پایگاه از شبکههای اجتماعی مجازی است که به واسطه آن میشود با دوستانی که دارای حساب کاربری در فیس بوک هستند عکس، فیلم یاپیغام به اشتراک گذاشت. فیس بوک هم اکنون به طور رایگان در اختیار مردم جهان قرار دارد.وبگاه فیسبوک بیش از پانصد میلیون کاربر دارد و هماکنون به ۴۰ زبان از جمله فارسی، قابل دسترس بوده و ۷۰ درصد از کاربران آن در خارج از ایالات متحده هستند.کاربران در فیسبوک دارای یک صفحه شخصی هستند. میتوانند گروه تاسیس کنند و یا در گروههای دیگر عضو شوند. کاربران میتوانند برای خود آلبوم عکس بسازند و دوستانشان را انتخاب کنند و به لیست دوستان اضافه کنند. ۱۲/11/۸۹ http://fa.wikipedia.org/wiki
۳- طی بخشنامه ﺷﻤﺎره 38951/260969 مورخه26/12/1388 هیات دولت، متولی اصلی حفظ و نگهداری اسناد الکترونیک ایران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران شناخته شده و کلیه و وزارتخانه ها و سازمانها ملزم به در اختیار قرار دادن یک نسخه از اسناد دیجیتال خود به این سازمان شده اند.
با بهره از: فرهانی منفرد، مهدی(1388)، تاریخ و رسانه، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره 139، آذر ۱۳۸۸
چندی پیش یادداشتی از استاد ارجمند و بزرگوار جناب آقای دکتر دهقان نژاد با عنوان " تاریخ شفاهی تاریخ هیچکس" در هفته نامه تاریخ شفاهی منتشر شد. یادداشتی شیوا و درعین حال عمیق و دقیقی بود. در حاشیه این یادداشت نکاتی به نظر رسید که علاقمند شدم با مخاطبین هفته نامه تاریخ شفاهی در میان گذارم:
گسترش روزافزون رسانه های جدید به ویژه شبکه جهانی اینترنت و تولید و انتشار حجم زیادی از اطلاعات جدید در سطح جهان، که بسیاری از این داده ها می تواند در روند تدوین تاریخ معاصر به کار مورخان بیاید، نشان از آن دارد که گسترش رسانه های جدید به خصوص اینترنت بر روند وقایع نگاری و تاریخ نویسی در آینده تاثیر به سزایی خواهند داشت. با پیدایش اینترنت بسیاری از "هیچ کس ها"- و نه البته همه آنان- به نوعی در حال جمع آوری اطلاعات خود هستند و به نوعی وظیفه وقایع نگاری را بر دوش می کشند. گسترش وب سایت ها، وبلاگ ها، شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک، توییتر و ... کمک کرده که بسیاری از مردم بتوانند اطلاعات مربوط به خود و روند تحولات زندگی شان را در فضای مجازی منتشر نمایند.
اتفاقا در این شرایط به نظر می رسد موقعیت و رسالت مورخان دچار تغییر و تحولاتی شده و خواهد شد. با انتشار این حجم از اطلاعات ( مخصوصا از بخش عظیمی از هیچ کس ها) در فضای مجازی معلوم نیست مورخان چگونه باید دریابند که کدام یک از این وقایع و اطلاعات دیجیتال، با این حجم بالا و وسیع، مهم بوده و تاریخ آینده را بر اساس این منابع جدید چگونه باید نوشت.
"در این عصر ما هر دو روز یکبار با حجم وسیعی از انتشار اطلاعات روبرو می شویم که هم اندازه کل حجم محتوایی تاریخ قبل از تمدن بشر تا سال 2003 است" ( تبیان،1389).
جناب آقای دکتر دهقان نژاد
". مردمی که در خط مقدم جنگ ها جنگیدند یا کارگران و کشاورزانی که در صنایع و مزارع جان کندند و..." چند صباحی است که خود به حرکت درآمده و تاریخ خویش را با دستان خود بر صفحات مانیتور می نویسند. گرچه از زمان حرکت مورخین به سمت تاریخ شفاهی پروژه ها و طرح های بسیاری برای ثبت و ضبط تاریخ هیچ کس ها به اجرا درآمده، اما انچنان حجم و تعداد این هیچ کس ها بالا است که قطعا چند صد محقق و مورخ به تنهایی نمی توانند تاریخ میلیاردها هیچ کس را ثبت و ضبط کنند . فضای مجازی شبکه جهانی اینترنت پدیده ای است که از اواخر قرن 20 به کمک هیچ کس ها امده و هیچ کس ها هر روز مشغول اتشار خاطرات و دردها و غم ها و تجارب خود در این فضا هستند.
استاد ارجمند
کما اینکه ورود تکنولوژی "ضبط صدا و تصویر" شاخه ای از تاریخ با عنوان « تاریخ شفاهی» را به همراه داشت. به نظر می رسد ورود پدیده های نوینی نظیر اینترنت نیز شاخه های جدیدی را دیر یا زود در حوزه تاریخ ایجاد خواهند کرد. که البته شاخه ای از تاریخ با عنوان "تاریخ دیجیتال" هم اکنون در برخی کشور های غربی در حال نقد و بررسی تحولات جدید است. لذا به نظر می رسد که اساتید و دانشجویان رشته های علوم انسانی و مخصوصا تاریخ و جامعه شناسی می بایست دانش کافی درباره روند تحولات عصر دیجیتال داشته باشند و مورخین و اساتید دانشگاهی با اشنایی بیشتر با پدیده های نوینی نظیر اینرنت چگونگی ثبت تاریخ را بر اساس منابع جدید در فضای مجازی دریابند و هیچ کس ها را در ثبت و ضبط تاریخ خویش رهنمون باشند.
چند شب پیش در سفرنامه شاردن فرانسوی به دنبال مطلبی می گشتم که ناخوداگاه چشمم به بخش هایی از نوشته های شاردن درباره سر در قیصریه میدان نقش جهان افتاد. شاردن که در نيمه دوم قرن يازدهم به ايران سفر کرده ، در بخش مربوط به میدان نقش جهان نوشته بود: «سمت سردر بازار شاه دو ايوان سرپوشيده است که آن را نقاره خانه خوانند و هنگام غروب و سحر با نقاره و کوس و دهل که قطر آن سه برابر قطر طبل هاي اروپاست ، مي زنند. محل اين نقاره در قيصريه کهنه بود و قبل از شاه عباس بزرگ ، هنگام شام و سحر نقاره مي زدند تا آن که ميدان شاه را ساختند و نقاره خانه به آنجا انتقال يافت». او همچنين ادامه داده «در يکي از گوشه هاي اين ميدان (محله عباس آباد) نقاره خانه اي مانند نقاره خانه ميدان شاه است که هنگام غروب آفتاب ، در آن نقاره مي زنند و اين يکي از امتيازات شهرهاي بزرگ است . شاه عباس اول ، براي جلب مردم به اين محله نقاره خانه اي به آنجا داد و مي خواست به محل جلفا که مسکن مسيحيان است و مقارن و مقابل با ساختمان اين بخش بنا شده است نيز نقاره خانه بدهد ولي ارامنه از ترس خرجي که برايشان تحميل مي شد از قبول آن خودداري کردند.»
موضوع برایم جالب شد و در دیگر سفرنامه ها نیز رد نقاره زنی در اصفهان را پیگیری کردم .تاورنيه ، تاجر و جهانگرد ديگري که او نيز فرانسوي است و در دوره صفويه به ايران آمده است نیز چنين گزارشی از نقاره زنی در اصفهان آورده بود: «در روي اين گالري (ايوان ميدان شاه اصفهان) اول غروب آفتاب و نيمه شب ، نقاره و کرنا مشغول مي شوند که صدايش در تمام شهر شنيده مي شود. در بعضي نقاط اين ايوان ، اتاق هاي کوچک براي منزل اين نقاره چي ها ساخته شده است .» در سفرنامه تاورنیه اطلاعات دقيقي از سازها ، مواقع نواختن و مکان و موقعيت اجراي نقاره خانه نیز ذکر شده بود : «در طلوع و غروب و نيمه شب ، در هر شهري جماعتي موظفند يک ربع ساعت از اقسام آلات موزيک مثل نقاره و دهل و سرنا و سنج کنسرتي بدهند. اين جماعت مي روند در يک بلندي مي ايستند که صداي نقاره شان به همه شهر برسد.يک قسم کرنا هم دارند که هفت هشت پا طول دارد و دهانه اش خيلي گشاد است و صداي آن تا نيم ليو (2 کيلومتر) مي رود.
خاطرات مربوط به نقاره زنی در اصفهان- که ظاهرا برای بسیاری از سفرنامه نویسان خارجی جذابیت بالایی داشته- در بسیاری دیگر از سفرنامه ها نیز تکرار شده بود و حتی در سفرنامه هایی که در اواخر دوران قاجار نیز نوشته شده یادی از نقاره زنی در میدان نقش جهان اصفهان شده است. جالب آنجاست که سنت نقاره زنی تا همین اواخر یعنی در زمان رضاشاه پهلوی نیز در اصفهان اجرا میشده ولی ظاهرامعلوم نیست به چه دلایلی از آن به بعد نقاره ها در اصفهان خاموش شده و در هر طلوع و غروب خورشید صدای نقاره های اصفهان دیگر به گوش نمی رسد.
به نظرم آمد با توجه به ریشه های تاریخی این سنت کهن ، بد نیست مسولان ذیربط در سازمان میراث فرهنگی و یا شهرداری با کمک موسیقدان های اصفهانی در سبک و شمایلی جدید ، این رسم کهن را زنده کنند چراکه جدای از احیاء این میراث فرهنگی قدیم اصفهان ، نقاره زنی جاذبه های خاص توریستی خود را نیز در دوران جدید در پی خواهد داشت.
اواخر دهه هفتاد بود که با خبرگزاری ایسنا آشنا شدم. از همان اواخر فارغ التحصیلی همکاری با ایسنای جوان را آغاز کردم. از خوش حادثه اوائل دهه هشتاد رسما وارد این مجموعه خبری شدم و اولین قدم ها برای فعالیت ایسنا در اصفهان را برداشتم. طبیعتا روزهای اول ایسنا بود و مشکلات و مصائب بسیار!! اما از همان زمان دغدغه منطقه ای شدن ایسنا در اصفهان را داشتم. سالهای سال از آن دوران گذشت و ما هم بنا بر دلایلی!! از فضای خبر و خبرنگاری فاصله گرفتیم. امروز عصر درگیر و دار مشکلات روزمره سری به سایت ایسنا زدم. خبری بر روی صفحه اصلی ایسنا توجه مرا جلب کرد:
منطقه خبري خبرگزاري ايسنا در استان اصفهان افتتاح شد
شاید این خبر برای بسیاری مثل تمامی هزاران خبر روزمره باشد!!! اما برای من کمتر خبری در این شرایط می توانست اینچنین خوشحال کننده و مسرت بخش باشد!! گرچه می دانم فعالیت خبری در شرایط کنونی سخت و دشوار است اما به توان و همت دوستان جوان ایسنا ایمان دارم!! و می دانم ، علی رغم تمامی دشواری ها، همانگونه که توانستند ایسنای اصفهان را وارد مرحله جدیدی نمایند ( و حداقل ارزوی چندین و چند ساله بنده را محقق نمایند!!) بر مصائب این عصر و شرایط دشوار زمانه نیز غالب خواهند شد!!!
بنا بر ضرورت زمان!!
شاید بازگشتیم